ميرزا حسين النوري الطبرسي
273
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
هشتم : عسكريّه كه امام حسن عسكرى عليه السّلام را قائم غايب مىدانند و مىگويند كه او نمرده و بعضى گفتند وفات كرده و بعد از آن زنده شده و مستند اين جماعت يا خبر ضعيفى است كه خود ، منفردند در نقل آن يا خبر معتبرى كه ابدا دلالت ندارد بر مقصود ايشان يا تأويلى در اخبار معتبره بىشاهد و برهان يا حدسى و تخمينى كه تجاوز نكند از وهم و گمان . چگونه روا دارد عاقلى كه چنين مطلب بزرگى را و منصب عظيمى را براى شخصى ثابت كند كه زمام دين و جان و عرض و مال تمام عباد به دست او باشد و تواند از عهدهء حفظ و حراست و تكميل و قوّت آن بر آيد به خبرى ضعيف و مستندى سخيف ، هر چند معارض و منافى براى او نباشد ، جز اهل سنّت كه قبل از ايشان چنين كردند و اين رياست تامّه و خلافت عامّه را براى شيخ خود ثابت كردند به اجماع و چون خواهند حجّت بودن اجماع را ثابت كنند ، متمسّك شوند به خبر واحد « لا تجتمع امّتى على الخطاء » كه نه سند درستى دارد و نه وافى است براى اتمام غرض ايشان . چنان چه در علم اصول فقه و كلام واضح و روشن شده . نهم : طايفهء محقّه و فرقهء ناجيه و عصابهء مهتديهء اماميّهء اثنى عشريّه - ايّدهم اللّه تعالى - كه به حسب نصوص متواتره از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام چنان چه در باب آينده اشارهء اجمالى مىشود به آنها ، حضرت خلف صالح ، حجّة بن الحسن العسكرى عليه السّلام را مهدى موعود و قائم منتظر و غايب از انظار و ساير در اقطار مىدانند و از همهء امامان گذشته تصريح به اسم و وصف و شمايل و غيبت آن جناب رسيده و پيش از ولادت آن حضرت ، در كتب معتبرهء ثقات اصحاب ايشان ، ثبت شده كه جملهاى از آنها تا حال موجود و به نحوى كه اخبار نمودند و وصف كردند ، خلق كثيرى ديدند و اسم و نسب و اوصاف ، مطابق شد با آن چه فرمودند . پس براى منصف عاقل ، ريبه و شكّى نماند در بودن اين وجود مسعود آن مهدى موعود ؛ چنان چه از ذكر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و شمايل آن جناب در كتب سماويّه ، منصفين اهل